در حریم امن او دل خسته تنها منم

نمیدانم که میدانم نمیدانم و یا اینکه نمیدانم که میدانم
همی دانم من این تکرار را دیگر میدانم نمیدانم
ومی دانم تو را من دوست میدارم نفس را دوست میدارم
شده تکرار دوستیها نمیخواهم من این تکرار بردارم

در حریم امن او دل خسته تنها منم
عاشق عشق رضایم خسته و شیدا منم
دل وجان عقده کنان بهر زیارت باشد
زائر کوی رضا عشق عبادت باشد
چی بگم حرف دل کبوترا رو
حر م امن وضریح عاشقا رو
چی بگم امام رضا ضامن ما شد
قفس تنم شکسته دل دریایی وا شد
به حریم اومده ام ساکن کویش
قفس من قفس تن حرم امام رضا شد
پر گشوذن تو حریمش بوی عطر عاشقاست
حرم امن وضریح عاشقا امام رضاست
ی ترانه که توی خلوت ذل اسیر شده
ق ترانه که از خلوت و تنهایی ذتیا سیر شده
تورا تاخلوت ذل جستجو کردم
رها گشتم زغم باعشق گفتگو کردم
الهی خالق عاشق مرا دریاب
نوای عشق را دیدم همینجا قصد او کردم
همه ازاد کفترها زیر گنبد مینا
علی عاشق شده گوید خدایا ارزو کردم










