عشق ، ایمان

درون سینه ها عشق است و ایمان
خدا داند همان یزدان سبحان
چرا پیمانه را مستان شکستند
درمیخانه را درهم شکستند
گلستان را خراب آباد کردند
تمام زندگی بر باد کردند
بسوی آسمان راز و نیاز است
در رحمت یقین دارم که باز است
یقین دارم گلستانیست زیبا
عزیزان مهربانان این دلِ ما
صدای نی دل غمدیده دارد
چه بارانی میان دیده بارد
صدای ناله وشیون شنید م
بجز رنگ خدا رنگی ندید م
سراغ از می دل و دلبر بگیرم
سراغ از نی چو غم در بر بگیرم
تو خود یابنده دِرِجهانی
تو ای پیرو زِنیکو مردمانی

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۶ ساعت 2:55 توسط علی کارگر {پیرو}
|