بی صدا
از لبانت بوسه های ناب می باید چشید
ساکت و سرد و خموش
وه چه غو غایی است
همگی در حرکت
همگی در پرواز
همه بیداردلند
ولی درخوابند
مرده ها بیدارند
همه در برزخ بودن گرفتار همند
برزخ و دوزخ هم شده همراه
زندگی برزخ ما هست گرفتار کنون
من درین حالت که افتادم گویا عاشقم
عاشق در بند جنون
مرده ها بیدارند
زنده هااما خواب
بی صدا باز فریاد زدم
ساکت و سرد و خموش تو چه کردی که گشتم مدهوش
.gif)
.gif)
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۷ ساعت 11:22 توسط علی کارگر {پیرو}
|
