جام زیبایم

جام زیبایم به کنجی در قفس افتاده است
ساقیا باده کجاست جامم چر ا بی باده است
از زکات لب به لبهایش زنم بوسه دمی
جام را در دست باید جام زیبا ساده است
می پرستان بت پرستان می زدند طعنه به جام
از چه رو جام تهی در گوشه میخانه است
ساقیا رحمی نما جامی به دستم ده دمی
تا ببوسم روی او جام تهی افسانه است
اندرون ساغرم پر کن شراب معرفت
پیر و تنها تر شده راهی این میخانه است

+ نوشته شده در دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۷ ساعت 13:24 توسط علی کارگر {پیرو}
|