دنیا زندان تن است

نیستم تنها در این دنیا خدا یار من است
خالقم هست بنده ام من حق غمخوار من است
اسمان را داده برمن تاکه سقفم شود
هم زمین را بس بسیط ان فرش جادار من است
ماه را داده خدا روشنگر شبها شود
اختران هم یگ نشان از عشق جانان من است
شمس را درروز گفت پرتو فشاند بهر من
گربسوزد جان من از سوز ایمان من است
بلبلان هم نغمه میخوانند سحرگاهان یقین
ذکرگویند ذاکرند این ذکر یاران من است
تن شده زندان روح دنیا زندانبان شده
روح رها گردد زتن دنیا زندان من است
علی کارگر
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت 1:7 توسط علی کارگر {پیرو}
|