روزی سفر بسوی شهر عشق خواهم کرد

از جاده پر اتش و پر دود گذر خواهم کرد

تابلو همه احتیاط حرف دل ماست

از دشت و دمن شعله به جان خواهم کرد

درغار قشنگ عاشقی عشق چه شد

با قدرت عشق کوه سرنگون خواهم کرد

شلاق به دل زدم که همره بشود

تا دشت جنون رهنمون خواهم کرد
 

تا نگاه دلبری بر سوی ما افتاده است

دلبر ودلدار را با هم فسون خواهم نمود

میکند یک تن نگاه از دور بر دلدار ما

عاشق و معشوق از کوه سر نگون خواهم نمود

در دیار عاشقان حرف و سخن درمانگی ست

همچو فرهاد کوه عشق را بیستون خواهم نمود