یگشب بچشم خویشتن دیدم  جانم میرود
 
در آن شب ظلمانی  آرام جانم میرود 
 
او رفت گریان شدم سوزنده ام نالان شدم 
 
اما عزیزم دلربا دیدم که خندان میرود